|
آخر ضدحال
|
||
|
این وبلاگ مخصوص دختر و پسر هایی هست که یه جوری میخوان به هم ضد حال بزنن |

حدودای 1700 سال پیش در روم (اونوقت ها شما هنوز به دنیا نیومده
بودین!) حاکمی بنام کلودیوس بوده که فکر میکرده سربازای مجرد از
متاهل ها قویتر هستن. واسه همینم ازدواج رو ممنوع میکنه تا
سربازاش نتوننن ازدواج کنن و بقول خودش قوی بمونن. هر کسی هم
که سرپیچی میکرده کشته میشده. این وسط یک کشیش به نام
ولنتاین، برای سربازای رومی خطبه عقد میخونده ! حالا اینکه اون زمانا
خطبه هم بوده یا همینجوری الکی پلکی بوده من نمیدونم والا، خلاصه
حاکم از این جریان خبردار میشه و دستور میده که ولنتاین روبندازن
زندان.
والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشه.
اینجاس که میگن خر بیار و باقالی بارکن! خلاصه
نامه نگاری و sms بازی و اینا شروع میشه و هر بار که ولنتاین برای
دخترک نامه ای مینوشته زیرش مینوشته ?از طرف ولنتاین تو?. این که
زیر همه کارت های روز ولنتاین می بینید که نوشتن ?From your
Valentine? از همونجا اومده. خوب کجا بودیم ؟ آهان. بالاخره این جناب
ولنتابن چند روز بعدش بخاطر قانون شکنی اعدام میشه و چون جرمش
هم رسوندن دختر و پسرای عاشق به همدیگه بوده از اون به عنوان
شهید راه عشق یاد میکنند و از اون زمان ولنتاین رو بعنوان نماد یک
عاشق تمام عیار مطرح کردن و روزشو روز عشق گذاشتن. همین دیگه !
سمبلهاي ولنتاين شامل موارد زير ميباشد:

1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده: از آنجـايـي كـه
قـلب مركز
احساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده
آسيب پذيري
عشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طرد
ميشود. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز ميباشد.

فربه و
بالدار ترسيم ميگردد. اين كودك شيطان با لبخندي
موذيانه
تـيـر و كمان نيز با خود حمل ميكند. چنانچه يكي از تيرهاي
اين كودك به قلب فردي اصابت كند وي فورا عاشق ميشود.
كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه
هاي روم باستان مي بـاشد. معني لغوي آن "آرزو " است.
كوپيد برخي اوقات آمور(AMOR) نيز ناميده ميگردد. همتاي
كوپيد در افسانه هاي يوناني اروس ((EROS نام دارد.

3- كبوتر،قمري و مرغ عشق:
اين پرندگان
نماد وفاداري، پاكي و معصوميت هستند.

4- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح،
عشق و
گذشت.

5-تور جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته
تشـكـيـل
ميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه
هرگاه
دسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه
متوجه آن
ميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به زن ميداد.

و بافته
شـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نماد
عشق جاوداني و پايدار است.
هاي روز ولنتاين است.
8- روبان قرمز: اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه
شواليه ها
هنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافت
كرده و آن را به يادگار با خود ميبردند.
* ساليانه بيش از يك ميليارد كارت تبريك ولنتاين در سراسر جهان رد و
بدل ميگردد كه 85 درصد آنها توسط زنان خريداري ميشود.
* ساليانه 50 ميليون گل رز و ميليونها جعبه شكلات در سالروز ولنتاين
هديه داده ميشود كه اغلب آنها را مردان خريداري ميكنند.
* هداياي روز ولنتاين شامل: گل رز و يا دسته گل كوچك، شكلات، كارت
تبريك ولنتاين، عروسك، شمع، يك نامه عاشقانه، يك قطعه شعر
عاشقانه و يا هديه كوچك.
راي جشن گرفتن اين روز به يك كافي شاپ و يا براي صرف شام به يك
رستوران دنج برويد.
* رنگهاي روز ولنتاين شامل قرمز، سفيد و صورتي است
روز ولنتاین چه میکند دخترا و پسرا؟
در بیشتر کشورهای دنیا ، دختر و پسرایی که با هم دوست هستن یک
بسته شکلات بهم کادو میدن. همونجور که میدونید شیرینیها باعث ایجاد
شادی میشن و شاید علت اینکار هم از قدیما این بوده باشه. اما در
ایران معمولا چند شاخه گل، یک عروسک خرس کوچولو ، یه قلب (ازین پ
فکی ها) و یا چیزی شبیه این هم بچه ها برای همدیگه میخرن. سعی
کنید کادویی که میخرید یکمی سلیقه هم توش باشه. همیشه پول
خرج کردن راه ابراز عشق نیست. یکمی سلیقه میتونه کادوی شما رو
برای کسی که دوستش دارید جذاب تر کنه .
و اما پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به دختر خانم ها):
سعی کن پسرونه فکر کنی.
- اول به تیپش نگاه کن ، بعد براش کادو بخر
- قیمت کادو خیلی مهم نیست. سعی کن یه چیزی برای بخش که
بتونه استفاده کنه. البته در حالت عالی یک شاخه گل و یک بسته
شکلات کافیه ، اما اگه خواستی کادوی دیگه ای براش بخری گفتم که
نگی نگفتی.
- نوشتن یک نامه تو کاغذ بهمراه چند تا گلبرگ گل سرخ خشک شده یا
تازه، میتونه خیلی عشقولانه باشه
- اولین آهنگی رو که با هم باهاش خاطره دارین میتونی رو نوار یا CD
براش بخری.
- بچه ها حواستون باشه که شکلاتی که میخرید بیش از 70 درصد
کاکائو نداشته باشه.(روی شکلات های خارجی نوشته) شکلات هایی
که بیش از 70 درصد کاکائو دارن تلخ و گاهی ترش هستن و برای خوردن
با مشـــروبه ! نه چایی. بنابراین همیشه گرون تر بودن دلیل بهتر بودن
نیست.
و پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به آقا پسرها):
- اول از همه اینکه یک شاخه گل فراموش نشه لطفا
- از خرید گلهای گلایل و مانند آن که باعث خنده دوست های دوست-دخترتون میشه جدا خودداری کنید. گل سرخ و رز کفایت میکنه.
- یک بسته شکلات کوچک ، ترجیحا مغزدار ! آخه من خودم ازینا بیشتر
دوست دارم
- یک بسته جوراب صورتی ، یا قرمز میتونه سورپرایز خوبی برای کادوتون
باشه
- بسته بندی کادویی که هدیه میدین خیلی مهمهاین نشون میده که
شما چقدر برای دوست-دخترتون وقت گذاشتین از خرید عرسک های
بزرگتر از قد دوست جونتون جدا خود داری کنید. نمی گید چجوری باید
اون عروسک رو ببره خونشون ؟ تازه اگه با ماشینتون هم برسونیدش ،
ممکنه یوقت بابایی یا مامانی یه سوالی ازش بپرسه که مجبور شه بگه
این عروسک رو مریم جون بخاطر تولد پارسالش بهش کادو داد (که اونام
عمرا باور کنن)
- این روزها خرید شمع های خوشگل و رنگی خیلی مد شده. یه دونه
شمع هم کنارکادوتون باشه.
- کارت تبریک دست ساز ! این نشون میده که چقدر دوستش دارین و
خودتون براش یک کارت تبریک درست کردین. چند تا جمله عاشقانه هم
لطفا پشتش ضمیمه شود.
- سعی کنید روز ولنتاین یک جای متفاوت با هم قرار بذارید. کافی شاپ
دیگه خیلی تکراری شده . پارک جمشیدیه ! یا یه جای جنگلی میتونه
جای خوبی برای جشن گرفتن روز عشق باشه.
57 ....58....59....60
مصاحبه با خانمي كه ازدواج
موقت كرده
اول مِن و مِن مي كند و بعد رضايت مي دهد صحبت
كند،به شرط اينكه اسمش را ننويسيم
مدتهاست كه از شوهرش جدا شده و در اين سالها دو
بار ازدواج موقت داشته كه زمان ازدواجش با نفر دوم
هنوز تمام نشده.
-چطور شد قبول كردي كه ازدواج موقت بكني؟
چند سال قبل بود مدتي ازطلاقم مي گذشت. تنهايي
اذيتم مي كرد يكي از آشناها كسي را براي اينكار
پيشنهاد دادكه اول به شدت رد كردم
بعد كه به اصرار دوستم ايشان را ديدم نظرم عوض شد
طرف خيلي مقيد به محرمات و اين حرف ها بود
خيلي اهل احكام ودين بود و من هم گفتم چه
بهتر.اينطوري راحت تر بود
-راحت از چه نظر؟
اگر بخواهي با كسي باشي،اگر بخواهي بيرون بروي و
رابطه اي داشته باشي،اين تنها راه است.
من به عنوان يك زن ميخواستم خلاف شرع نكنم و كسي
هم نتواندچيزي بگويد.
اين طور،هم دو طرف راضيند و هم رابطه شان ثبت مي
شود،هر چند كه يك جور ازدواج نيم بند است.
طرف مقابل به عنوان شوهر به درد نمي خورد ولي خوب
در بعضي زمينه ها چرا،از نظر مالي ممكن است كمك
خرج باشد،از نظر عاطفي واينكه به عنوان زن بخواهي به
مسافرت بروي و كسي را داشته باشي كه
حرفت رابزني.
شوهر موقتت چه جور آدمي بود؟
كلا" آدم يكدنده اي بود. جدا از اين كه از نظر مالي وضع
مناسبي داشت و انصافا" خيلي كمك مي كرد،
دوست داشت اين رابطه را علني كند و مثلا" به خانه من
هم رفت و آمد داشته باشد.
اما من نمي خواستم بيايد. من دختر دارم و نمي
خواستم دخترم اين چيز ها را بداند. دختر بلاخره بزرگ
مي شود و خوب نيست از اول با اين مسايل بار بيايد.
-يعني دخترت نمي دانست ازدواج موقت كرده اي؟
نه نمي خواستم بداند. الان هم نمي داند.
-همسر فعلي ات چطور؟
اين هم مي گويد مجردم و كسي از خانواده ام خبر ندارد.
بعضي وقت ها فكر مي كنم زن دارد ولي به من نمي
گويد.
-اگر خودت همسر دايمي كسي بود و مي فهميدي
شوهرت ازدواج موقت كرده چه احساسي داشتي؟
-خوب ناراحت مي شدم!!!
-اگر الان به تو پيشنهاد ازدواج دايم بكند،قبول مي كني؟
قبول مي كنم. شوهرم است. دوستش دارم اما سنش
از من كمتر است. ميگويد مي خواهم زن بگيرم و زنم بايد
كوچكتر از خودم باشد. گفتم با من ازدواج كن. ما كه
مشكلي نداريم و دردسرهاي ازدواج با دختر كم سن و
سال را هم ندارم اما قبول نكرد.
-چرا؟
ميگويد: چون اين رابطه يك رابطه شاد است و دغدغه
هاي زندگي مشترك را ندارد.مسئله آينده و خريد خانه و
بچه دار شدن و اين حرف ها را ندارد.حرفش را مي فهمم
و به اش حق مي دهم.
-شرايط تو براي ازدواج موقت چي بود؟
فرق مي كند.اولي كه اعتقادات مذهبي شديدي داشت،
حتي ميگفت اگر بميرم يك هشتم از ارثم به تو مي
رسد.5سكه مهرم كرده بود و كمك مالي خيلي خوبي به
من مي كرد. با اين يكي اول 6 ماهه صيغه شديم و بعد
3 سال تمديدش كرديم. اين را هم يكي از آشنا ها
معرفي كرده بود.
-به نظر خودت اينكه ازدواج موقت ترويج شود خوب
است؟
در كل خوب است.خصوصا" براي زنهايي كه جدا شده
اند. و امكان ازدواج دايم ندارند. براي مرد هايي كه زن
دارندو پسر هايي كه مشكل ازدواج دارند هم يك راه حل
موقتي است ولي باز هم خوب است.
-براي دختر ها چي؟ تو به دختر خودت اجازه مي دهي
ازدواج موقت كند؟
نه اجازه نمي دهم. براي دختر ها مناسب نيست. پسر
ها كلا" به قضيه به چشم خوبي نگاه نميكنند.دختري كه
ازدواج موقت كند همه چيزش را از دست مي دهد. پسر
ها طوري نمي شوند اما هزار جور مشكل براي دختر
پيش مي آيد.
-از اينكه دختر ها رقابت كنند و دوست پسر بگيرند بهتر
نيست؟
رقابت دختر و پسر هميشه به معني رابطه جنسي
نيست. بعدا" هم اگر دختر بخواهد ازدواج كند توضيحش
راحت تر است. اما دختر ها براي اين كار مشكل دارند.
-از اينكه ازدواج موقت كرده اي پشيمان نيستي؟
نه. به نظرم چيزهايي كه برايم داشته به مشكلاتش مي
ارزد.كار حرام هم نمي كنم. مي خواهيد دروغ بگويم و
جانماز آب بكشم؟
زندگی یک ایرانی!!!
یک ایرانی از ابتدای زندگی تا مرگ با اتفاقات زیادی روبه رو میشه و مراحل مختلفی رو پشت سر میگذاره و با وجود تفاوت های جزئی که در زندگی ما ایرانیا وجود داره ولی زندگی همه ما معمولاً به طریقی هست که در زیر واستون اعلام میکنم:
1-در ابتدا مانند هر موجود زنده دیگری زندگی ما ایرانی ها در اثر شیطونی دو فقره انسان به نام پدر و مادر آغاز میشه!
2-حدوداً 9 ماه بعد از اینکه در یک شب سرد پاییزی و یا شب خنک بهاری ابر و باد و مه و خورشید و فلک و پدر و مادر دست به دست هم دادند و رشته زندگی ما رو سرشتند ما هم قدم رنجه میکنیم و پا های مبارکمان رو وارد این دنیا میکنیم.
3-از لحظه ای که به دنیا میایم تا سن حدود 2 سالگی هیچ چیزی رو به خاطر نداریم و به عبارتی شعور و ادراکمون هنوز اونقدر کامل نشده تا بفهمیم این2 سال بهترین سال های عمرمون بوده که گذشته!هم غذا میذاشتن تو دهنمون هم نیازی نبود پاشیم بریم دست شویی تازه همیشه یه لشگر آدم تو صف وایساده بودند تا ما رو بغل کنند و بمون حال بدند!!!!
4- از سن 2 سالگی به بعد تازه اول بد بختی هامون شروع میشه! اول از همه اینکه به محض اینکه از خواب بیدار میشیم یه جمله نفرت آمیز میره رو اعصابمون:بگو مامان! و تا این کلمه رو نگیم از غذا خبری نیست! ثانیاً دیگه مثل سابق تحویلمون نمی گیرند و 6 ساعت هم که گریه کنیم وهیچ کس به روی خودش نمیاره.تازه بعد از اینکه کلی اذیت شدیم و گریه کردیم یه آقایی که قراره ما بعداً بش بگیم بابا این جمله رو میگه: خانم پاشو این بچه رو خفه کن!
5-سن 2تا 5 سالگی آخرین سال های لذت بردن از زندگی هستش.سنی که درآن به شدت برای پدر و مادر غیر قابل تحمل و برای مادر بزرگ و پدر بزرگ بسیار دوست داشتنی میشیم.به طوریکه بیشتر وقتمون رو پیش مادر بزرگ میگذرونیم و اون شخصی که تا چند وقت پیش خودشو میکشت تا ما بش بگیم مامان در این لحظه همراه دوستاش رفته خرید و یا کلاس های بازیابی قوای جسمانی و روحانی بعد از زایمان فرزند!
6-از حدود 5 سالگی تا 7 سالگی اولین ضربه های روحی را می خوریم. ابتدا وقتی که داریم با کلی ذوق شوق ماجراهای قسمت آخر کارتون الاغ باهوش و گلابی زرنگ رو برای شخصیت بابا تعریف میکنیم با این جمله رو به رو میشویم:آفرین پسرم حالا برو توی اتاقت با اسباب بازی هات بازی کن!(و این اوج احترام نگذاشتن به احساسات یک پچه است!) سپس و در حالیکه از جناب بابا نا امید شده ایم به آشپزخانه میرویم تا نظر مامان را درباره اینکه چرا الاغ باهوش گول گلابی زرنگ خورد را بپرسیم که در آنجا نیز با چنین جمله ای رو به رو میشویم:پسرم از آشپزخونه برو بیرون تا مامان بتونه کاراشو انجام بده!!!!! و نیز همچنین جمله ناراحت کننده(پسرم وقتی میریم مهمونی مثل یه آقا بشین سر جات و تا بهت میوه تعارف نکردند دست نمیزنی و شکلات هم یه دونه بیشتر نخوری ها!) را برای اولین بار میشنویم.
7-در سن 7 سالگی –به دلیل رفتن به مدرسه- کمی از احترام از دست رفته مان را باز می یابیم و دوباره عزیز می شویم.ضمناً با این نکته آشنا میشویم که ما دو تا مامان داریم!که یکی از آنها برای ما غذا می پزد و دیگری به ما درس میدهد و کلی جلوی اهل فامیل و دوستان به خاطر اینکه آنها دو تا مامان ندارند پز میدهیم! فقط متوجه این نکته نمی شویم که چرا وقتی از مامان دوممان پیش مامان اولمان تعریف میکنیم شب را باید بدون شام به خواب برویم! ولی در مقابلش پدرمان نسبت به وضعیت تحصیلی ما بسیار پیگیر می شود!!!!
8-در سنین 8 تا 11 سالگی یواش یواش تبدیل به یکی از وسایل و لوازم خانه می شویم!ضمناً می فهمیم مامان دومی سر کاری است و فقط این حرف رو به ما زدند تا معلم مدرسه با خیال راحت و بدون عذاب وجدان ضربات خط کش را بر پیکرمان فرود بیاورد!
9-از 12 تا 14 بدترین دوران زندگیه.چون هنوز بچه هستیم ولی همه به اصرار میخوان به ما بقبولونند که بزرگ شدیم !کوچکترین شیطونی با ضربات مشت و لگد و سیلی پدر جواب داده میشه. در این زمان با چگونگی شکستن شیشه همسایه توسط توپ فوتبال و همچنین چگونگی دزدیدن پرتقال از میوه فروشی و تیکه پرانی به دخترای مدرسه بغلی آشنا میشیم.
15-سن 15 تا 18 سالگی یکی از مراحل فاجعه آمیز زندگی ماست.چون (با اینکه هنوز فنچ هستیم) خودمون فکر میکنیم که بزرگ شدیم ولی اطرافیان کماکان معتقدند دهنمون بوی شیر میده.آشنایی با جنس مخالف و ایستادن به مدت های طولانی جولوی دبیرستان دخترانه و انجام شوخی های بسیار بد در خیابان و اتوبوس و .... از ویژگی های بارز ما در این سن هستش.ضمناً در این زمان تمامی خواسته هایی که از پدر و مادر داریم به شرط موفقیت در کنکور جامه عمل به خود خواهد گرفت!(حال میکنید ادبیات رو؟!؟!؟!)
16-سن 18 تا 24 رو یا در حال گذروندن دوران دانشگاه هستیم یا در حال گذروندن سربازی.نکته جالب اینه که با اینکه در این دوران دهنمون صاف میشه ولی در ادوار بعدی زندگیمون همیشه از این دوران به خوبی یاد میکنیم.(ببینید تو دوره های بعدی زندگی چه پدری ازمون در میاد که این دوران رو بهترین دوران زندگی مون میدونیم!)
17 -از سن 24 تا 26 سالگی مثل احمق ها میریم تو فاز ازدواج و اونقدر تو گوشمون می خونن تا اینکه خر میشیم و میریم زن می گیریم.خودمون کم بدبختی نکشیدیم که حالا باید یه بیچاره دیگه رو هم توی این سرنوشت نکبت بار شریک خودمون کنیم!
18-از سن 26 تا 28 هنوز توی فاز خریت هستیم!و داریم از زندگی زناشویی لذت می بریم!!!و زندگی رو بدون همسرمون پوچ و بی معنی میدونیم!(خریم دیگه!)در این سن بهترین لحظه های زندگی مان ساعت 2 بعد ازظهر(بعد از اتمام ساعت کاری) و پشت در خانه هنگام استشمام بوی قرمه سبزی (که از داخل خونه میاد) میباشد!ضمناً زیبا ترین صحنه زندگی مان- که حسابی باعث تحت تأثیر قرار گرفتنمان میشود- شستن جوراب هاب کثیفمان توسط همسرمان می باشد.ضمناً در این سن تمام پولی را که بدست می آوریم به پای صاحبان رستوران های شیک و لوکس میریزیم چون فکر میکنیم اگر به زنمون حال ندیم میره بمون خیانت می کنه.(احمقیم دیگه چیکار میشه کرد)
19-از سن 28تا 29 شدیداً بدبین می شویم.پس اول به زنمون شک میکنیم و در را به روش قفل میکنیم.بعد میبینیم زندگی خیلی کسل کننده ست و ضمناً بوی قرمه سبزی که تا دو سال پیش مرهم دلمون بود الان بلای جونمون شده ومی فهمیم چه خریتی کردیم که ازدواج کردیم.میخوایم قضیه رو درست کنیم اما میزنیم چشمشم کور می کنیمو بزرگترین حرکت ابلهانه عمرمون رو انجام میدیم(تازه فکر میکنیم این جوری با یه تیر دو نشون زدیم:یعنی هم دست زنمون رو بند کردیم که هوایی نشه و هم به زندگیمون یه تنوعی دادیم)پس یه شب گرم تابستان یه سری عملیاتی انجام میدهیم به نام جفت گیری!!!![]()
20-از سن 28 تا 40 شدیداً مثل یک حیوان نجیب
کار میکنیم تا بتونیم خرج همسر و اون موجود نو رسیده نامیمون! رو دربیاریم. یک رقیب در خانه پیدا میکنیم به اسم بچه:تمام میوه های خوب رسیده مال بچه ست ولی میوه های گندیده و نرسیده مال ما! بهترین قسمت غذا مال بچه ست و ته مونده اش مال ما.واسه بچه هر هفته لباس جدید می خریم اما خودمون هر دوهفته یه وصله به لباس هامون اظافه میشه و......
21- سن 41 سکته میکنیم!
22-سن 41 تا 55 شدید تر از قبل و مثل تراکتور کار میکنیم تا خرج جهیزیه دختر دم بختمون و هزینه دانشگاه آزاد پسرمون رو در بیاریم
23-سن 56 ایضاً سکته میکنیم و بازنشست میشم.
24-سن 57 میریم خونه سالمندان
25-سن 57 تا 70 الکی صبح رو به شب و شب رو به روز میرسونیم.یواش یواش واسه همه خسته کننده میشیم و کلی غرغر می کنیم و از بدی روزگار و نامروتی فرزند گله میکنیم.
26-سن 70 سالگی به بعد میمیریم و به درک واصل میشیم!
بدین وسیله اعلام می شود اوراق مشارکت تعداد محدودی دوست دختر توسط اداره نظارت بر امور داف بازی با شرایط ویژه به عرضه گذاشته میشود.این اوراق بی نام و قابل انتقال به غیر می باشد.همراه با سود 67/5 درصد. هموطنان واجدالشرائط (که شرایط لازم را در زیر آورده ایم)در صورت تمایل میتوانند تا پایان وقت اداری روز جمعه! با شماره های زیر تماس برقرار نموده و نسبت به تحویل جنس خود اقدامات لازم را انجام دهند.جهت ثبت نام میتوانید به انواع شعب بانک ملت در سراسر کشور مراجعه نمایید ... بدیهی است جنس داده شده پس گرفته نخواهد شد و بیخ ریش صاحابش خواهد ماند! ضمناً شرایط تکمیلی طی روز های آینده در روزنامه های کثیرالانتشار به اطلاع عموم خواهد رسید.شرایط اولیه به تفکیک استان محل زندگی عبارتند از:
1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:
*داشتن باشگاه بدنسازی
*داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران
*داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی
*بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!
*نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)
2-شهر تبریز از استان آذربایجان غربی.شرایط عبارتند از:
*تلفظ حرف ق
*ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!
*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف
*بلد بودن جک های متعدد درباره بچه های تهران
*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.
3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:
*توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک
*توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی
*داشتن مزرعه خشخاش
*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی
*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!
4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:
*داشتن رو حیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*.......
5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:
*نداشتن چشم طمع به برادر دوست دختر!
*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!
*[...] و [...]
6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:
*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن
*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی
*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!
*راستگویی و صداقت!!!
7-شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از:
*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت
*نداشتن سیبیل
*تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!
*نداشتن سابقه دعوا و قلدری
*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!
8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:
*کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!
*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید
*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی-رامبو-جکی چان-بروسلی و بیل کلینتون
*نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل –برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!
*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)
9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:
*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.
*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا
*نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی
*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید
10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:
*داشتن تنها دو دوست دختر دیگر
*آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تیغیدن و ....
*داشتن روحیه جوانمردی
*مرد بودن!
بهترین دوست دختر را با بهترین اخلاق از ما بخواهید.سازمان اداره و سازماندهی و نظارت بر امور روابط ! همراه با گواهینامه ایزو میزو 2000 در مدیریت و کیفیت کالا.واحد نومنه سال در سال 85.
ساسان(علامت اختصاری) امین همه مردان ایران!!!(دین دین)
سالگرد ازدواج
1) زن: عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
2) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟
روز زن
1)زن: عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه
2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)
روز مرد
1) زن: وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
2) مرد: حالا اشکال نداره عزیزم، سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی میاد)
40 روز بعد از تولد بچه
1) زن: وای مامانی بازم گرسنه هستی؟ (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی؟)
2)مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم، راستی عزیزم شیر خشک چقدر خوشمزه است؟)
40 سال بعد
1)زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
2)مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم ؟
2 ثانیه قبل از مرگ
1) زن: عزیزم همیشه دوستت داشتم
2) مرد: گشنمه
وصیت نامه
1) زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم و نثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
2) مرد: شب هفتم قرمه سبزی بدید!
اون دنیا
1)زن : خطاب به فرشته ی مسئول: خواهش می کنم ما را از هم جدا نکنید، نه... نه... عزیزم... خدایا به خاطر من...
(و سر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت)
2)مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن
این مطلب برای خانمهای مزدوجی که به هیچ صراطی مستقیم نمیشند به درد بخور خواهد بود
!!
البته امیدوارم جنبه طنز کما فی السابق وجود داشته باشه
!
آنتی زي زي گرافی (شوهرشناسي سنتی) :
اگر آقايتان شبها دير به منزل مي آيد، لابد کار دارد که دير مي آيد! اگر شما بيرون کار مي کرديد که ممکن بود اصلاً همان آخر شب هم به منزل نيائيد!!
- اگر آقايتان انتظار دارد وقتي به منزل مي آيد براي او چاي بياوريد، بدون حرف اضافي اين کار را انجام دهيد، وگرنه ممکن است ....(سانسور) !
- اگر آقايتان اجازه نمي دهد هر کجا که مي خواهيد برويد، خدا را شکر کنيد که اجازه مي دهد نفس بکشيد!!
- اگر آقايتان به شما خرجي نمي دهد، لابد خرجهاي مهمتر از منزل دارد، جيکتان هم در نيايد!!
- اگر آقايتان اجازه نمي دهد سر کار برويد، سپاسگزارش باشيد
- اگر آقايتان اجازه مي دهد که بيرون از منزل هم کار کنيد، از اينکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بيرون از منزل کار کنيد، از او تشکر کنيد!!!
- اگر آقايتان به کوچکترين حقوق زنان بي توجه است، حقتان است اگر تحويلتان هم بگيرد شما به او مي گوئيد زن ذليل!!!
- اگر آقايتان شلوارش چند تا شد و بالطبع آن چند تا زن ديگر هم گرفت، خوشحال باشيد که مي تواند يک تنه از پس چند زن بر بيايد!!! مگر اوايل ازدواج همين مردانگي را دوست نداشتيد؟!!
- اگر آقايتان براي شما هديه نمي خرد، رويتان را زياد نکنيد! او خودش براي شما بزرگترين هديه است! و يا لااقل بزرگترين هديه که شما را هميشه تحمل مي کند!!!!
زي زيو لوژي (شوهرشناسي مدرن) :
- اگر شوهرتان شبها دير به منزل مي آيد، درب را به رويش باز نکنيد!! مبلغ مهريه را هم به او يادآوري کنيد تا کامروا شويد!
- آگر شوهرتان از شما انتظار پذيرائي دارد، يک هفته او را ترک کنيد!!! از هفته آينده خودش هر شب برايتان کاپوچينو درست خواهد کرد!!!
- اگر شوهرتان موافق نيست که شماهر جايي مي خواهيد برويد، مگر شما منتظر اجازه او بوديد؟!! خوب برويد!! تازه بعد هم غر بزنيد که از اين زندگي خسته شدين !
- اگر شوهرتان به شما پول نمي دهد، شما هم به او روندين!!! دو سه روز کم محلي هم بي اثر نيست!!!
- اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بيرون از منزل نيست، خانه را به گند بکشيد بي حوصلگي به را بيندازيد افسرده باشيد تا شما را به کار بيرون از منزل تشويق کند!!!
- اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بيرون از منزل هست،از زير کار کردن در بريد وانمود کنيد که دوست نداريد نحوه جارو کردن و ظرف شستن و..... را به او آموزش دهيد!! هرچند اقايون همه بلد هستن
- اگر شوهر شما فمينيست نيست ، زن ذليل که هست
- اگر شوهرتان به مسائل شما بي اعتناست شما بي اعتنا تر باشيد ازصبح تا آمدن او با دوستان گپ بزنيد تا چشمتون به او افتاد قيافه
نتيجه گيري اخلاقي:
- زنان سنتي هر چه سرشان بيايد حقشان است!! لياقت شوهر مهربان و به قول خودشان زي زي را ندارند!!
- زنان مدرن لياقت هيچ چيز را ندارند!! چون از زي زي بودن شوهرانشان سوء استفاده مي کنند!!
- هر چه به سر مردا مياد از زي زي بودنشونه
!
|
شهرام جزایری
| |
|
شهرام جزایری عرب: میلیاردر موفق، زندانی خوش خنده، مردی که اثبات کرد اصولگرایان و اصلاح طلبان و حتی تندروترین جناح های سیاسی کشور هم رشوه گرفتن را دوست دارند. یک شوخی طولانی با یک زندگی کوتاه. یک نمونه روشن برای نشان دادن اینکه اگر کسی اراده کند که موفق شود، بالاخره موفق می شود و زندان هم می رود. شهرام جزایری ثابت کرد که همه رشوه می گیرند، منتهی هرکسی به یک میزانی و به یک شکلی. یکی از ایرانیان اصیل در مورد جزایری می گوید: شهرام جزایری یکی از خودشان بود که توسط خودشان دستگیر شد و وادار شد که به ضرر تعدادی از خودشان شهادت دهد تا خودشان با خودشان تسویه حساب کنند و آخرش هم خودشان کلکش را کندند تا آبروی خودشان را حفظ کنند. فهرست کسانی که از شهرام جزایری رشوه گرفتند: الف، ب، پ، ت، ث، ج، چ، ح، خ، دال، ذال، ر، ز، سین، شین، تا ی، جناح چپ، جناح راست، اصلاح طلبان، اصولگرایان، قوه قضائیه، قوه مجریه، قوه مقننه، دیگران. حکایات و امثال: « آنقدر سمن هست که یاسمن هم رشوه گرفته.»، « بادآورده را باد می برد و می اندازد توی حیاط زندان.»، « با کدخدا بساز، از ده برو بیرون»، « پول پیدا کردن آسونه، اما زندان رفتن آسون تره.»، « دارندگی است و فرارندگی»، «شهرام بهرام نکن.» شاعر درباره شهرام جزایری گفته است: دوبیتی آن مرد عرب که نام شهرام گرفت از راست و چپ ز همتش وام گرفت شهرام که پول می گرفتی همه عمر در رفت و به جای دیگر آرام گرفت |
|
شهرام برو دارمت
| |
|
و سرانجام شهرام جزایری فرار کرد. این اتفاق تقریبا منطقی ترین اتفاقی بود که می توانست رخ بدهد. ضمن اینکه اینجانب وفاداری خود را به اجرای قوانین عدالت طلبانه اعلام نموده و آرزوی اجرای عدالت را می کنم، اما این اقدام منطقی را به آقای جزایری تبریک گفته و دلایل این فرار را به شرح زیر اعلام می کنم:
اول: شهرام جزایری آدم باهوشی است و مغزش خوب کار می کند، ضمنا در معرض خطر هم قرار داشت یا دارد، انسان باهوشی که در معرض خطر قرار دارد، طبیعتا اولین کاری که باید بکند، این است که از خطر فرار کند. دوم: جرم شهرام جزایری این بود که به کسانی رشوه داده بود که آن افراد امروز آزاد هستند، من فکر می کنم عدالت حکم می کند که شهرام جزایری هم برود لای دست کسانی که به آنها رشوه داده بود، حالا اگر لای دست آنها نمی تواند برود، حداقل می تواند از لای پاهای آنها فرار کند و برود به جایی که هر روز مجبور نباشد دست های دستبند شده اش را پشت لبخند شیرین و چشم های باهوش اش پنهان کند. سوم: بزرگترین جرم شهرام جزایری این بود که فکر می کرد در این اقتصاد درب و داغان ایران، این کشور جای ثروتمند شدن است. به نظر من کسی که چنین تفکری دارد، باید سه چهار سالی مجازات شود و بعد آزادش کنند، جزایری هم سه چهار سالی مجازات شد، یواش یواش باید آزادش می کردند، آنها نکردند، خودش کرد. خدا حفظش کند. چهارم: شهرام جزایری سه سال در ایران کار کرد، پنج سال محاکمه شد و قرار بود که سی سال زندانی شود. و تازه معلوم نبود که تا پانزده سال دیگر محاکمه اش تمام بشود، خب، هر کی باشد حوصله اش سر می رود. پنجم: یکی از خصوصیات دولت موجود این است که هیچ وعده ای نداده که به نتیجه رسیده باشد، و با توجه به این که دولت گفته بود که مفسدین اقتصادی باید مجازات شوند، طبیعتا شهرام جزایری هم باید آزاد می شد که شد. شهرام جان! پسرم! مواظب خودت باش، به یک جای مطمئنی رسیدی زنگ بزن خبر سلامتی ات را بده |