|
آخر ضدحال
|
||
|
این وبلاگ مخصوص دختر و پسر هایی هست که یه جوری میخوان به هم ضد حال بزنن |
|
شهرام جزایری
| |
|
شهرام جزایری عرب: میلیاردر موفق، زندانی خوش خنده، مردی که اثبات کرد اصولگرایان و اصلاح طلبان و حتی تندروترین جناح های سیاسی کشور هم رشوه گرفتن را دوست دارند. یک شوخی طولانی با یک زندگی کوتاه. یک نمونه روشن برای نشان دادن اینکه اگر کسی اراده کند که موفق شود، بالاخره موفق می شود و زندان هم می رود. شهرام جزایری ثابت کرد که همه رشوه می گیرند، منتهی هرکسی به یک میزانی و به یک شکلی. یکی از ایرانیان اصیل در مورد جزایری می گوید: شهرام جزایری یکی از خودشان بود که توسط خودشان دستگیر شد و وادار شد که به ضرر تعدادی از خودشان شهادت دهد تا خودشان با خودشان تسویه حساب کنند و آخرش هم خودشان کلکش را کندند تا آبروی خودشان را حفظ کنند. فهرست کسانی که از شهرام جزایری رشوه گرفتند: الف، ب، پ، ت، ث، ج، چ، ح، خ، دال، ذال، ر، ز، سین، شین، تا ی، جناح چپ، جناح راست، اصلاح طلبان، اصولگرایان، قوه قضائیه، قوه مجریه، قوه مقننه، دیگران. حکایات و امثال: « آنقدر سمن هست که یاسمن هم رشوه گرفته.»، « بادآورده را باد می برد و می اندازد توی حیاط زندان.»، « با کدخدا بساز، از ده برو بیرون»، « پول پیدا کردن آسونه، اما زندان رفتن آسون تره.»، « دارندگی است و فرارندگی»، «شهرام بهرام نکن.» شاعر درباره شهرام جزایری گفته است: دوبیتی آن مرد عرب که نام شهرام گرفت از راست و چپ ز همتش وام گرفت شهرام که پول می گرفتی همه عمر در رفت و به جای دیگر آرام گرفت |
|
شهرام برو دارمت
| |
|
و سرانجام شهرام جزایری فرار کرد. این اتفاق تقریبا منطقی ترین اتفاقی بود که می توانست رخ بدهد. ضمن اینکه اینجانب وفاداری خود را به اجرای قوانین عدالت طلبانه اعلام نموده و آرزوی اجرای عدالت را می کنم، اما این اقدام منطقی را به آقای جزایری تبریک گفته و دلایل این فرار را به شرح زیر اعلام می کنم:
اول: شهرام جزایری آدم باهوشی است و مغزش خوب کار می کند، ضمنا در معرض خطر هم قرار داشت یا دارد، انسان باهوشی که در معرض خطر قرار دارد، طبیعتا اولین کاری که باید بکند، این است که از خطر فرار کند. دوم: جرم شهرام جزایری این بود که به کسانی رشوه داده بود که آن افراد امروز آزاد هستند، من فکر می کنم عدالت حکم می کند که شهرام جزایری هم برود لای دست کسانی که به آنها رشوه داده بود، حالا اگر لای دست آنها نمی تواند برود، حداقل می تواند از لای پاهای آنها فرار کند و برود به جایی که هر روز مجبور نباشد دست های دستبند شده اش را پشت لبخند شیرین و چشم های باهوش اش پنهان کند. سوم: بزرگترین جرم شهرام جزایری این بود که فکر می کرد در این اقتصاد درب و داغان ایران، این کشور جای ثروتمند شدن است. به نظر من کسی که چنین تفکری دارد، باید سه چهار سالی مجازات شود و بعد آزادش کنند، جزایری هم سه چهار سالی مجازات شد، یواش یواش باید آزادش می کردند، آنها نکردند، خودش کرد. خدا حفظش کند. چهارم: شهرام جزایری سه سال در ایران کار کرد، پنج سال محاکمه شد و قرار بود که سی سال زندانی شود. و تازه معلوم نبود که تا پانزده سال دیگر محاکمه اش تمام بشود، خب، هر کی باشد حوصله اش سر می رود. پنجم: یکی از خصوصیات دولت موجود این است که هیچ وعده ای نداده که به نتیجه رسیده باشد، و با توجه به این که دولت گفته بود که مفسدین اقتصادی باید مجازات شوند، طبیعتا شهرام جزایری هم باید آزاد می شد که شد. شهرام جان! پسرم! مواظب خودت باش، به یک جای مطمئنی رسیدی زنگ بزن خبر سلامتی ات را بده |
|
|